همدردی با چشمان کاملا بسته

پاسخگوی 108 بفرمایید:

اپراتور از پشت تلفن صدای حزن آلود و ترسان زنی را شنید.

:«خانم، شوهرم داره میمیره ،تورو خدا اورژانس بفرستید .»

:«لطفا خونسرد باشید و نشونی دقیق رو به من بگید.دقت کنید که نشونی رو کامل بگید.همکارهای من خیلی زود میان پیش شما.»

:«اینجا؟اینجا؟ما تازه اومدیم اینجا .خواستم از پارکینگ بیام بیرون ،شوهرم اومد پشت ماشین ،خورد به ماشین ،افتاد زمین،الان داره همینطور از پشت سرش خون میاد.خانم چشماش رو باز نمیکنه .من چیکار کنم؟میترسم.»

:«شما هیج کاری نکنید، فقط نشونی رو زودتر به من بگید. خونسرد باشید. هیچ اتفاق بدی نیافتاده .همه چیز رو به راهه!»

:«بلوار 200،خیابان 116 غربی پلاک 18.»

:«116 غربی پلاک 18،ثبت شد .تلفن رو قطع کنید، خونسردی خودتون رو حفظ کنید، منتظر بمونید تا چند دقیقه دیگه همکارامون میان.»

:«خانم ،چند دقیقه دیگه دیره.»

:«بله بله همین الان همکارامون میرسن.»

:«ممنونم .ممنونم .خیلی ممنونم خانم.»

تماس قطع شدو اپراتور108 رو به اپراتور106 گفت:

:«این روزا چقدر تصادفهای جرحی زیاد شده،مردم حواسشون به رانندگی نیست.امروز این چهارمی بود.بیچاره حواسش نبوده شوهرش رو زیر گرفته.راستی موهاتو رنگ کردی؟ خیلی ناز شدی.ازصبح متوجه نشدم.»

:«ممنونم عزیرم. همه میگن خیلی بهم میاد.ولی شوهرم اصلا متوجه نشد.آخرش خودم بهش گفتم.»

:«ولشون کن این مردهارو ،همه شون شبیه هم دیگه ان.مو که هیچی،من اگر جای خودم یه نفر دیگه رو بفرستم تو خونه بازهم شوهرم متوجه نمیشه زنش عوض شده!فقط غذاشون آماده باشه دیگه کار به چیزی ندارند.»

اپراتور 106 خنده ی ریزی کردو پرسید:«یعنی میخوای بگی تو رختخواب هم نمیفهمه تو عوض شدی؟»

:«اونجا که بدتره !همه کاراشو با چشم بسته میکنه!یه بارهم چشاش رو باز نمیکنه ببینه چه خبره»

:«واقعا؟ روانشناسا میگن موقع سکس اگه چشای طرفت بسته باشه یعنی داره به یه نفر دیگه فکر میکنه و با تو سکس میکنه!»

:«چی؟جدی؟یعنی به کی فکر میکنه؟ کثافت بی پدر! پس به خاطر اینه که چشماشو میبنده .میدونم چیکارش کنم.میکشمش . اَه این تلفنهای لعنتی نمیذارن دو کلمه حرف بزنیم!»

:«اپراتور 108 بفرمایید؟»

:«خانم تورو خدا همکاراتون نیومدند.شوهرم مرد.من نیم ساعته منتظرم .»

:«خانم محترم شما دو دقیقه نیست که تماس گرفتید .همکارامون راه افتادند.»

:« شوهرم مُرده .چشماش کاملا بسته است.»

:«خانم محترم ،مگه تقصیر تو بوده؟ خدا حق این مردها رو خوب میذاره کف دستشون. باید یه طوری چشاشو باز نگه میذاشتی که بهت خیانت نکنه! مُرد که مُرد.اصلا کار خوبی کردی کشتیش .مردهای خیانت کار رو باید زیر گرفت.الان دیگه زنگ بزن نعش کش بیاد.»

اپراتور 108 تلفن را قطع کرد روبه اپراتور 106با عصبانیت پرسید:«گفتی همه مردها اینطورین دیگه آره؟»

7 دیدگاه برای “همدردی با چشمان کاملا بسته”

  1. سلام.
    تلخ بود ولی این روزها روزهای واقعیت های تلخه .
    حیف.
    —————-
    راستی محسن جان آدرس وبلاگ جدید من رو تو فهرست دوستانت جایگزین لینکی که قبلا گذاشتی می کنی؟
    وبلاگ رو عوض کرده ام و اون قبلی حذف شده.
    آدرس جدیدم اینه:
    ardadashi.blog.ir
    ممنون.

      1. سلام محسن جان .
        از بابت اصلاح لینک خیلی ممنونم.
        من رو ببخش . روز همایش تو جمع دلنشین شما نیستم.
        امیدوارم جای دیگری، فرصت دیگری توفیق بهره مندی از حضورت رو داشته باشم.
        شرمنده ام دوست من.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *